تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

ادامه مطلب: تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايرانآنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت جمعي و فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. تهديدهاي تلفني آنها را ناديده گرفتم و از صبح يكشنبه 24 خرداد در شمال كشور بوديم. به زودي خبردار شدم كه مأموران براي گروگان گرفتن فرزندم كمين كرده اند و... چهارشنبه در همسايگي ما سه جوان بسيجي ساكن شده و تمام نيمه شب را در حال بحث و جدل سياسي با همديگر بودند.

ادامه مطلب: تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

«قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

ادامه مطلب: «قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايرانسايه ترس!
آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت جمعي و فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. تهديدهاي تلفني آنها را ناديده گرفتم و به سمت جاده اي نامعلوم سفر كرديم. ما از صبح يكشنبه 24 خرداد در شمال كشور بوديم. روز سه شنبه خبردار شدم كه مأموران براي گروگان گرفتن فرزندم كمين كرده اند و در يك گفتگوي تلفني، خانواده ام را تهديد كردند كه مورد آزار قرار خواهند داد.
 ***

ادامه مطلب: «قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

قمار تمام عيار! خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران - بخش سوم

آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. مأموران با تهديد و فحاشي تلفني سعي كردند مسير ما را رديابي كنند. تظاهر كردم از مهرشهركرج به سمت تهران حركت مي كنم ولي بعد از خاموش كردن موبايل، مسيرمان را به سمت معكوس تغيير دادم و به سوي شمال كشور راندم. حقّه اي بود كه زدم و نمي دانستم مي گيرد يا خير؟ بامداد يكشنبه 24 خرداد ما در مسير رشت بوديم...

ادامه مطلب: قمار تمام عيار! خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران - بخش سوم

قمار براي آزادي! - بخش چهارم

خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. صبح يكشنبه در شمال كشور بوديم.

ادامه مطلب: قمار براي آزادي! - بخش چهارم

خاطرات چهار ماه زندگی مخفی بابک داد در ایران

چهارشنبه ۳۰ ژوئن ۲۰۱۰

بخش اول - قمار تمام عيار!
 
به آقا رسول نگهبان مجتمع گفتم:"زنجيرو بنداز!" و او زنجير خروجي مجتمع آپارتماني را انداخت. از آن لحظه گويا زنجيرهاي بسياري از پاهايم باز شدند. شنبه 23 خرداد 88 وقتي آقا رسول زنجير را انداخت، يك سفر صد وبيست روزه در داخل كشور را با دو فرزندم شروع كرديم كه بارها با خود دستگيري و با خود مرگ، صورت به صورت شديم. سفري كه يك "قمار تمام عيار" بود.

ادامه مطلب: خاطرات چهار ماه زندگی مخفی بابک داد در ایران
BalatarinFacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixx

عضويت در خبرنامه

captcha

آمار بازديدكنندگان

2972858
امروزامروز1682
ديروزديروز2167
اين هفتهاين هفته2138
اين ماهاين ماه68441
كلكل2972858
3.237.66.86
UNKNOWN