FacebookTwitter

خاطرات چهارماه زندگي مخفي بخش دوم / بابك داد

 قاصد روزان ابري"داروگ"!

اشاره: فرداي كودتاي خرداد88، با مراجعه مأموران امنيتي به مجتمع مسكوني مان، من و خانواده ام منزل را ترك كرديم. پايان اين ماجراي چهارماهه كه نهايتا" به خروج اجباريمان از ايران منتهي شد، چيزي نيست كه شما از آن بي خبر باشيد. اين يادداشتها، خاطرات آن چهارماه است. بخش اول را مي توانيد اينجا مطالعه كنيد.

 

ادامه مطلب: خاطرات چهارماه زندگي مخفي بخش دوم / بابك داد

تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

ادامه مطلب: تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايرانآنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت جمعي و فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. تهديدهاي تلفني آنها را ناديده گرفتم و از صبح يكشنبه 24 خرداد در شمال كشور بوديم. به زودي خبردار شدم كه مأموران براي گروگان گرفتن فرزندم كمين كرده اند و... چهارشنبه در همسايگي ما سه جوان بسيجي ساكن شده و تمام نيمه شب را در حال بحث و جدل سياسي با همديگر بودند.

ادامه مطلب: تصميم نهايي! - بخش ششم از خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

قمار براي آزادي! - بخش چهارم

خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. صبح يكشنبه در شمال كشور بوديم.

ادامه مطلب: قمار براي آزادي! - بخش چهارم

«قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

ادامه مطلب: «قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايرانسايه ترس!
آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت جمعي و فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. تهديدهاي تلفني آنها را ناديده گرفتم و به سمت جاده اي نامعلوم سفر كرديم. ما از صبح يكشنبه 24 خرداد در شمال كشور بوديم. روز سه شنبه خبردار شدم كه مأموران براي گروگان گرفتن فرزندم كمين كرده اند و در يك گفتگوي تلفني، خانواده ام را تهديد كردند كه مورد آزار قرار خواهند داد.
 ***

ادامه مطلب: «قمــــار براي آزادي!»/ بخش پنجم خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران

قمار تمام عيار! خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران - بخش سوم

آنچه گذشت: فرداي انتخابات 22 خرداد 88، مأموران امنيتي سپاه با حكمي جمعي، بسياري از روزنامه نگاران و فعالان سياسي را به صورت فله اي بازداشت كردند. وقتي آنها با رديابي موبايل، خانه مرا يافتند و به آنجا آمدند، نتوانستند دستگيرم كنند چون دقايقي قبل از آن، با خانواده ام (دو فرزندم) خانه را ترك كرده بوديم. مأموران با تهديد و فحاشي تلفني سعي كردند مسير ما را رديابي كنند. تظاهر كردم از مهرشهركرج به سمت تهران حركت مي كنم ولي بعد از خاموش كردن موبايل، مسيرمان را به سمت معكوس تغيير دادم و به سوي شمال كشور راندم. حقّه اي بود كه زدم و نمي دانستم مي گيرد يا خير؟ بامداد يكشنبه 24 خرداد ما در مسير رشت بوديم...

ادامه مطلب: قمار تمام عيار! خاطرات زندگي مخفي بابک داد در ايران - بخش سوم
BalatarinFacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixx

عضويت در خبرنامه

captcha

آمار بازديدكنندگان

1988328
امروزامروز392
ديروزديروز546
اين هفتهاين هفته3260
اين ماهاين ماه21221
كلكل1988328
54.226.73.255
UNKNOWN