حال اين خط قرمز پر رنگ تا بيخ گوش فعالان سياسى مدنى و روزنامه نگاران ايران كشيده شده است. عبدالرضا تاجيك، روزنامه نگار زندانى و فعال حقوق بشر، گفته است كه به او هتك حرمت شده است.
پروين تاجيك، حال و روز برادرش را زمانى كه از كابوس انسان شرقى سخن مى گفته، چنين توصيف مى كند:
«ايشان در ملاقات كابينى كه خيلى عصبانى و ناراحت بودند، به من گفت كه برو به آقاى دادستان بگو خودش و آقاى شريف به زندان بيايند تا من به آنها بگويم كه شب اول بازداشت در حضور معاون دادستان و بازپرس شعبه يك دادسرا من هتك حرمت شدم. من هرچه هم ازش خواستم كه توضيح بدهند، توضيح ندادند. چون اولاً ملاقات كابينى بود و مامورين آنجا ايستاده بودند. نمى دانم به چه علت يا نخواست توضيح بدهد يا فكر كرد ما ناراحت مى شويم، يا نمى توانست توضيح بدهد. همين كه اين جرم صورت گرفته، يا اين كار خلاف نمى دانم اخلاق مى شود گفت... غير معمول مى شود گفت... هرچه كه بوده، اين تا زمانى كه آقاى دادستان، آقاى شريف نروند زندان و با عبدالرضا صحبت نكنند، مسئله باز نمى شود. من جمله ام را دقيقاً عين جمله عبدالرضا مى گويم. يك كلمه اضافه و يك كلمه كم نمى كنم و هيچ نوع تعبير و تفسيرى هم ارائه نمى دهم.»
شرح بيشترى وجود ندارد. واژه ها ذهن ها را به بازى گرفته اند تا معناى «هتك حرمت» را به تناسب آن كسى كه اين را گفته يا آنچه بازجويان كرده اند، براى خود معنا كند.
اما محمد شريف، وكيل عبدالرضا تاجيك كه اين روزنامه نگار او را به يارى طلبيده و خواستار ديدارش شده است، هتك حرمت را اين چنين معنا مى كند: